تقریبا مدتی هست که به اینجا سر نزدم. رخدادهای زیادی به وقوع پیوسته. چه در مقیاس بزرگ و چه در مقیاس کوچک و زندگی شخصی ام. امیدوارم حال همه خوب باش. گاهی اوقات آدم باید حرف نسنجیده و یا هر چیز دیگه ای خودشو به مخمصه میندازه. شاید نباید اون حرفها رو بی محابا می زدم. حالا هم اثراتش رو دارم می بینم. رفتارهایی از روی کینه از شخص م.م متوجه من هست. شاید هم باید این حرفها رو می زدم و مثل پرنده ای از قفس می پریدم بیرون.
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیان
چشمم به پست شماره 457 افتاد.شاید همه مسائل به همین نکته برمی گرده. اون چیزی که باید می بود، نبود.
کارهایی که م.م در حق این محیط کرده، باعث شده که چنین چیزی رخ بده.اشتباه کردم که به م.م گفتم.شاید این دومین مرتبه در زندگیم بود که وقایع رو مطابق میلم و طبق تفکر مرکز عالم بودن تفسیر کردم. طبق این تفسیر، هر چیزی را یک نشانه می دیدم.و در هر دو مرتبه نتیجه نهایی مطابق با اون چیزی که فکر می کردم نبود.هنوز باورم نمیشه که رد شد. به نظرم هیچگونه عیب و نقصی نداشت. با تمام وجودم ساخته بودمش. خودشون هم می دو
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیان
میگم بیا بریم یه گشتی دور کهکشانمون بزنیم و برگردیم. برچسب: تفریح و گردش
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیان
امیدوارم یه دفعه همه چیز رو خراب نکنم. حس می کنم تو این برهه مستعدش هستم! برچسب: ش_غ_آ_پ_م
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیان
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیان
دوست دارم یکی بهم یه کتاب بده و بهم بگه اینو بخون. و منم میخوندم.
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیان
ورق به یک چشم به هم زدن برگشت. برچسب: ف-الم_
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیان
بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیان
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیان
مست آمدم ای پیر، که مستانه بمیرم مستانه در این گوشه ی میخانه بمیرم
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیان
هر جا که تو باشی به نظر خانه ی امن است بی روی تو، بی خانه و کاشانه بمیرم برچسب: چهارمین روز از دوازدهمین ماه سال
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیان
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیان