چشمم به پست شماره 457 افتاد.
شاید همه مسائل به همین نکته برمی گرده. اون چیزی که باید می بود، نبود.
کارهایی که م.م در حق این محیط کرده، باعث شده که چنین چیزی رخ بده.
اشتباه کردم که به م.م گفتم.
شاید این دومین مرتبه در زندگیم بود که وقایع رو مطابق میلم و طبق تفکر مرکز عالم بودن تفسیر کردم. طبق این تفسیر، هر چیزی را یک نشانه می دیدم.
و در هر دو مرتبه نتیجه نهایی مطابق با اون چیزی که فکر می کردم نبود.
هنوز باورم نمیشه که رد شد. به نظرم هیچگونه عیب و نقصی نداشت. با تمام وجودم ساخته بودمش. خودشون هم می دونن. صرفا حامی وجود نداشت.
برچسب: د_ته_جذ_هی_عل
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیان