ساقی بده آن باده که اکسیر وجود است شوینده آلایش هر بود و نبود است
مطرب به نوای ره ما بی خبران زن تا جامه درانیم ره جامه دران زن
ساقی بده آن می که زجان شور برآرد بر دار اناالحق سر منصور برآرد
کو مطرب خوش نغمه که آتش اثر آید کان نغمه برآرد که زجان دود برآید
دیری است که ما معتکف دیر مغانیم رندیم و خراباتی و فارغ ز جهانیم
رندان خرابات سر و زر نشناسند چیزی به جز از باده و ساغر نشناسند
برچسب:
نویسنده: زهرا حسینیان