414
◷
تاریخ انتشار: 1401/6/26 | ساعت: 3:29
از باخت حسن یزدانی ناراحت شدم. خیلی دوست داشتم ببره.
409
◷
تاریخ انتشار: 1401/3/26 | ساعت: 20:22
تو این مدت که مردم ماسک میزدن به چهره ها با ماسک عادت کردم.بالطبع با یک سری از افراد که جدید آشنا شدم، اغلب با چهره با ماسک باهاشون برخورد داشتم.هفته گذشته که یکی از این افراد بدون ماسک داشت رد میشد وقتی سلام علیکی کردیم توجه کردم که به چهرش عادت ندارم.داشتم به این فکر می کردم اگه این اوضاع تا مدتها...
408
◷
تاریخ انتشار: 1401/3/2 | ساعت: 23:02
اینقدر غرق چیزای مختلف شدم که متوجه نشدم زمان چه طوری گذشت.هنوز نتونستم یک سری قاعده و اصول برای خودم تعیین کنم. هرچی انتخاب کنم بعد یه مدت به کاراییشون مشکوک میشم.یکی از ویژگی های ال اینه که بیشتر اوقات می تونه منش عقلانی داشته باشه. به همین خاطر وقتی که دو به شک بودم به نظرم گزینه مناسبی برای مشور...
405
◷
تاریخ انتشار: 1400/11/25 | ساعت: 0:38
نمی دونم چی شده که آدما وحشیانه رانندگی می کنن.تو امام علی، زین الدین و باقری شده گربه های مرده دیدم. طوریازشون رد شدن و بقیه هم رد شده بودن که با آسفالت یکی شدن.مدل ماشینا همین طوری میره بالا ولی ... .دسته بندی : دست نوشتهAdblock test (Why?)
406
◷
تاریخ انتشار: 1400/11/25 | ساعت: 0:38
با اینکه در مورد این گیاه ها مطالعه کردم و سعی کردم طبق اون مطالب پیش برم ولی نمی دونم چرا هر از گاهی یه شاخه ای، برگی چیزی ازشون یا شل و پلاسیده میشه یا کنده!دسته بندی : دست نوشتهAdblock test (Why?)
407
◷
تاریخ انتشار: 1400/11/25 | ساعت: 0:38
تو این لحظه می خوام یکی میومد یه رمان میداد و میگفت اینو بگیر بخون. تگ: کتاب
369
◷
تاریخ انتشار: 1399/7/6 | ساعت: 15:26
نیم ساعت از یک سخنرانی یک ساعته رو گذاشتم برای وصل شدنبه فیلترشکن. البته سری قبل هم همین مسئله بود اما زودتر رفع شد.ظاهرا همون اولش نیازه و اگه وقتی وارد شدی قطع بشه مشکلی در ارتباط پیش نمیاد.سخنران و
370
◷
تاریخ انتشار: 1399/7/6 | ساعت: 15:26
یه چیزی که برام واضح شده اینه که اگه الان کارمو درست انجام بدم بعدهاهم می تونم ازش استفاده کنم. جاهایی که ممکنه شرایط مهیا نباشه.دسته بندی : دست نوشتهLet's block ads! (Why?)
371
◷
تاریخ انتشار: 1399/7/6 | ساعت: 15:26
اینو برام فرستاد. اون مکانی که انتخاب کردن و نوع لباسشون یه طوریهکه آدم حس می کنه در زمان به عقب رفته. بهش گفتم هم موسیقیشخوب بود هم نوع پرداختن بهش. یک تم حماسی هم بهش د
363
◷
تاریخ انتشار: 1399/2/1 | ساعت: 17:34
جلسه مجازی خوبی بود. باید یک به روزرسانی صورت می گرفت.اینترنت سرعتش مناسب نبود و اولش صداها یه حالت جالبی داشت.انگار یک آدم فضایی داشت صحبت می کرد. من هم هی مجبور میشدمبرم بیرون و باز وارد بشم. فکر کن اگه یه جلسه حضوری بود و یک نفردم به دقیقه بره بیرون و بیاد تو چه حسی به بقیه دست میده؟شاید این یکی ...
360
◷
تاریخ انتشار: 1399/1/17 | ساعت: 0:46
تا دیشب فکر می کردم باید پاسخش را بدم. الان که یک کم جستجو میکنم شک دارم که اصولا باید این کار را انجام بدم یا نه؟ اگر نیاز هست آن وقت برمی گردم به وضعیت دیشب که حالا چه چیزی بنویسم؟
361
◷
تاریخ انتشار: 1399/1/17 | ساعت: 0:46
کم کم دارم به هیچ عادت می کنم.هیچ کدام.تو این لحظه هیچ ایده ای هم ندارم.
355
◷
تاریخ انتشار: 1398/12/20 | ساعت: 8:46
در طول روز می گیری کار می کنی. بعد از اینور و اونور کردن نتیجه ایکه به دست میاری هیچ ارزشی نداره و مفید نیست. بنابراین عملا جابه جاییمصفر میشه. حالا با این وجود من می تونم ادعا کنم که کار کردم؟!
356
◷
تاریخ انتشار: 1398/12/20 | ساعت: 8:46
تنگی می لعل خواهم و دیوانیسد رمقی باید و نصف نانیوانگه من و تو نشسته در ویرانیخوشتر بود آن ز ملکت سلطانی
357
◷
تاریخ انتشار: 1398/12/20 | ساعت: 8:46
تغییر فاز رو متوجه میشی؟ جایی که باید حرفای جدی زد حرفایی کم اهمیت گفته میشه.
358
◷
تاریخ انتشار: 1398/12/20 | ساعت: 8:46
اصلا انتظار نداشتم این طوری سه تا از قهرمانای داستان کنار برن.از این سه تا یکیشون چون می خواست یه زندگی خاصی رو تجربه بکنهپیر و فرسوده شد. اگه من هم جاش بودم همین کار رو می کردم. تگ: اَوِنجرز
359
◷
تاریخ انتشار: 1398/12/20 | ساعت: 8:46
یکی که ذهن بسته ای داره اگه هرچی کتاب بخونه ممکنه وضعشبهتر بشه؟ سوالی هست که تو ذهنم شکل گرفته. از یه منظر که بهشنگاه می کنم به نظر می تونه اوضاعش بهتر بشه اما از یه جنبه دیگهکه فکر می کنم می بینم می تونه همون طوری باقی بمونه.
351
◷
تاریخ انتشار: 1398/10/15 | ساعت: 16:41
اولش گفتم ببینم، نبینم اما نهایتا تصمیم به تماشا کردن گرفتم.خوب بود. کیفیت زندگی به نظرم خیلی مهمه. چیزی که اون دوتابرای مدت کوتاهی اونجا داشتن.اگه میشد تمام شکل زندگیو خود آدم تراش بده خیلی خوب میشد.نمی دونم شاید الان این طور فکر می کنم و بعدها نظرم عوض بشه. تگ: تایتانیک
352
◷
تاریخ انتشار: 1398/10/15 | ساعت: 16:41
پیدا کردن یه آدم رَندُم و گذروندن قسمتی از وقتش باهاش جالب به نظرمی رسه. به نظرم تو این جور مواقع حاصل ضرب کیفیت در مدت زمانی کهبا اون شخص می گذرونی یک کمیت ثابته. بنابراین اگه زمانی که باهاشمی گذرونی رو کم بکنی- ولی نه خیلی زیاد کم که پایه های یه ارتباط نتونه شکلبگیره- می تونی یه رابطه با کیفیت رو ...
353
◷
تاریخ انتشار: 1398/10/15 | ساعت: 16:41
طرف مریضه بعد هِی میاد نزدیک من. با این وجود من تو فکر اینم که چه طوریازش دور بشم که بهش برنخوره. هرجا هم که میری همه چیز طوری پیش میرهکه دوباره میاد پیشت.