414
از باخت حسن یزدانی ناراحت شدم. خیلی دوست داشتم ببره.
409
تو این مدت که مردم ماسک میزدن به چهره ها با ماسک عادت کردم.بالطبع با یک سری از افراد که جدید آشنا شدم، اغلب با چهره با ماسک باهاشون برخورد داشتم.هفته گذشته که یکی از این افراد بدون ماسک داشت رد میشد وقتی سلام علیکی کردیم توجه کردم که به چهرش عادت ندارم.داشتم به این فکر می کردم اگه این اوضاع تا مدتها...
408
اینقدر غرق چیزای مختلف شدم که متوجه نشدم زمان چه طوری گذشت.هنوز نتونستم یک سری قاعده و اصول برای خودم تعیین کنم. هرچی انتخاب کنم بعد یه مدت به کاراییشون مشکوک میشم.یکی از ویژگی های ال اینه که بیشتر اوقات می تونه منش عقلانی داشته باشه. به همین خاطر وقتی که دو به شک بودم به نظرم گزینه مناسبی برای مشور...
405
نمی دونم چی شده که آدما وحشیانه رانندگی می کنن.تو امام علی، زین الدین و باقری شده گربه های مرده دیدم. طوریازشون رد شدن و بقیه هم رد شده بودن که با آسفالت یکی شدن.مدل ماشینا همین طوری میره بالا ولی ... .دسته بندی : دست نوشتهAdblock test (Why?)
406
با اینکه در مورد این گیاه ها مطالعه کردم و سعی کردم طبق اون مطالب پیش برم ولی نمی دونم چرا هر از گاهی یه شاخه ای، برگی چیزی ازشون یا شل و پلاسیده میشه یا کنده!دسته بندی : دست نوشتهAdblock test (Why?)
407
تو این لحظه می خوام یکی میومد یه رمان میداد و میگفت اینو بگیر بخون. تگ: کتاب
369
نیم ساعت از یک سخنرانی یک ساعته رو گذاشتم برای وصل شدنبه فیلترشکن. البته سری قبل هم همین مسئله بود اما زودتر رفع شد.ظاهرا همون اولش نیازه و اگه وقتی وارد شدی قطع بشه مشکلی در ارتباط پیش نمیاد.سخنران و
370
یه چیزی که برام واضح شده اینه که اگه الان کارمو درست انجام بدم بعدهاهم می تونم ازش استفاده کنم. جاهایی که ممکنه شرایط مهیا نباشه.دسته بندی : دست نوشتهLet's block ads! (Why?)
371
اینو برام فرستاد. اون مکانی که انتخاب کردن و نوع لباسشون یه طوریهکه آدم حس می کنه در زمان به عقب رفته. بهش گفتم هم موسیقیشخوب بود هم نوع پرداختن بهش. یک تم حماسی هم بهش د
363
جلسه مجازی خوبی بود. باید یک به روزرسانی صورت می گرفت.اینترنت سرعتش مناسب نبود و اولش صداها یه حالت جالبی داشت.انگار یک آدم فضایی داشت صحبت می کرد. من هم هی مجبور میشدمبرم بیرون و باز وارد بشم. فکر کن اگه یه جلسه حضوری بود و یک نفردم به دقیقه بره بیرون و بیاد تو چه حسی به بقیه دست میده؟شاید این یکی ...
360
تا دیشب فکر می کردم باید پاسخش را بدم. الان که یک کم جستجو میکنم شک دارم که اصولا باید این کار را انجام بدم یا نه؟ اگر نیاز هست آن وقت برمی گردم به وضعیت دیشب که حالا چه چیزی بنویسم؟
361
کم کم دارم به هیچ عادت می کنم.هیچ کدام.تو این لحظه هیچ ایده ای هم ندارم.
355
در طول روز می گیری کار می کنی. بعد از اینور و اونور کردن نتیجه ایکه به دست میاری هیچ ارزشی نداره و مفید نیست. بنابراین عملا جابه جاییمصفر میشه. حالا با این وجود من می تونم ادعا کنم که کار کردم؟!
356
تنگی می لعل خواهم و دیوانیسد رمقی باید و نصف نانیوانگه من و تو نشسته در ویرانیخوشتر بود آن ز ملکت سلطانی
357
تغییر فاز رو متوجه میشی؟ جایی که باید حرفای جدی زد حرفایی کم اهمیت گفته میشه.
358
اصلا انتظار نداشتم این طوری سه تا از قهرمانای داستان کنار برن.از این سه تا یکیشون چون می خواست یه زندگی خاصی رو تجربه بکنهپیر و فرسوده شد. اگه من هم جاش بودم همین کار رو می کردم. تگ: اَوِنجرز
359
یکی که ذهن بسته ای داره اگه هرچی کتاب بخونه ممکنه وضعشبهتر بشه؟ سوالی هست که تو ذهنم شکل گرفته. از یه منظر که بهشنگاه می کنم به نظر می تونه اوضاعش بهتر بشه اما از یه جنبه دیگهکه فکر می کنم می بینم می تونه همون طوری باقی بمونه.
351
اولش گفتم ببینم، نبینم اما نهایتا تصمیم به تماشا کردن گرفتم.خوب بود. کیفیت زندگی به نظرم خیلی مهمه. چیزی که اون دوتابرای مدت کوتاهی اونجا داشتن.اگه میشد تمام شکل زندگیو خود آدم تراش بده خیلی خوب میشد.نمی دونم شاید الان این طور فکر می کنم و بعدها نظرم عوض بشه. تگ: تایتانیک
352
پیدا کردن یه آدم رَندُم و گذروندن قسمتی از وقتش باهاش جالب به نظرمی رسه. به نظرم تو این جور مواقع حاصل ضرب کیفیت در مدت زمانی کهبا اون شخص می گذرونی یک کمیت ثابته. بنابراین اگه زمانی که باهاشمی گذرونی رو کم بکنی- ولی نه خیلی زیاد کم که پایه های یه ارتباط نتونه شکلبگیره- می تونی یه رابطه با کیفیت رو ...
353
طرف مریضه بعد هِی میاد نزدیک من. با این وجود من تو فکر اینم که چه طوریازش دور بشم که بهش برنخوره. هرجا هم که میری همه چیز طوری پیش میرهکه دوباره میاد پیشت.