214
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/10 | ساعت: 21:21
سوپرایزم بکن. پ.ن : بعضیا فکر می کنن باید یه کاری انجام داد که انتظارشو نداری اما برای من این طور نیست. باید یه کار خاص باشه؛ خلاقانه در عین حال ساده.
215
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/10 | ساعت: 21:21
برای هرکسی یه جایی هست که متعلق به اونجاست. فقط باید پیداش بکنی. تگ : مجیک راش + زندگی
216
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/10 | ساعت: 21:21
یکی از توانایی های خوب اینه که آدم بتونه زمان رو کنترل بکنه. امروز ( در واقع روز گذشته ) وقتی داشتم مطلبی رو ارائه می دادم دیدم که قسمت اول صحبتامو با سرعت داشتم رد می کردم. تو یه لحظه با خودم فکر کردم که باید بیشتر حرف بزنم و کنترل زمانو به دست بگیرم. تو اون لحظه خاص دیدم بیشتر حرفا رو زدم. البته ح...
210
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/1 | ساعت: 11:02
دوست دارم با یه انسان خیلی باهوش یک ارتباط هوشمندانه برقرار بکنم.
211
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/1 | ساعت: 11:01
موقع تایپ کردن زمان بستن عهدهای بزرگ هم هست. عهدهای بزرگی مثل اینکه دیگه نذاریم کارها به دقیقه نود کشیده بشه.
212
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/1 | ساعت: 11:01
همیشه برام جای سوال بوده که یک خواننده، یک شاعر و یا یک هنرمند چه جوری یه اسم واسه اثرش انتخاب می کنه. ربط اسم اثر و خود اثر چیزیه که نامفهومه.
209
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/26 | ساعت: 4:48
احتمالا باید یک کرلیشنی بین گرفتن نوبل و محل تحصیلت وجود داشته باشه. نوبلیست های امسال همشون انگلیسی بودن و قسمتی از تحصیلشون تو کمبریج بوده. البته یکیشون اسکاتلندی هستش ولی نشنالیتیش بریتیش خورده. شاید بشه الگویی تو گرفتن جایزه نوبل پیدا کرد.
208
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/25 | ساعت: 5:44
Resurrected
207
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/23 | ساعت: 12:32
چی بنویسم؟!
206
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/6 | ساعت: 1:35
یه سری از بازی های اندروید جذاب هستند. شاید یکی از دلایل این جذابیتشون مربوط به پیشرفتی هست که می کنی و احساسش می کنی. حس پیشرفت خوبه؛ چه تو دنیای حقیقی و چه تو دنیای مجازی. گرچه یکیش سرابه.
205
◷
تاریخ انتشار: 1395/7/2 | ساعت: 1:57
تو این لحظه سکوت بر همه جا حکم فرماست. البته صدای پرنده ها کم و بیش هست. این ها با هم ترکیب جالبی ساختن.
203
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/28 | ساعت: 19:20
خب امروز هم مثل روزای دیگه هست نیست.
204
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/28 | ساعت: 19:20
خب باید بگم بدون دردسر گذشت. تعریف از خود نباشه اما ساده بود.
201
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/26 | ساعت: 8:33
خب کاری که باید انجام می دادم هم تمام شد. حالا باید منتظر ماند. این یکی تقریبا مشابه اون چیزی هست که مد نظرم بوده و هست و خواهد بود.
202
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/26 | ساعت: 8:33
دیدی وقتی می خوای هی چیزی سر هم بکنی تموم بشه بره یه نفر دست می زاره که باید فلان قسمت دقیق انجام بشه. الان تو اون وضعیت هستم. به نظر خودم که این چیزی که الان درست شده خوبه.
200
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/24 | ساعت: 21:23
این سلول های خاکستری مغزمون سیگنال هایی می فرستند. اما زمانی که می خوام بنویسمشون منصرف میشن. این جوری اون سیگنال ها رو برمی گردونم.
190
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/21 | ساعت: 0:05
یک تصویری دیدم که با تمام وجود آرزو داشتم که قسمتی از عمرم را در آنجا سپری کنم. البته یه چند تا دیگه هم هست.
191
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/21 | ساعت: 0:05
هر جا که میری عده ای اونجا هستند. اصولا کم میشه با خودت خلوت بکنی. کوه ، هم دوره و هم پر آدم. طبیعت بکری هم دم دستم نیست. سهم من از این کره خاکی و منظره های طبیعیش چیست؟ آن را به من بدهید.
192
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/20 | ساعت: 16:52
از آخرین پست شصت روز می گذره. احتمالا این یه سرآغاز جدیده.
193
◷
تاریخ انتشار: 1395/6/20 | ساعت: 16:52
یه چند خط : بازماندگان جنگ شهری را به پا می کنند. حکومت وقت به این نتیجه رسیده که سر منشأ جنگ به احساسات آدمی برمی گرده. بنابراین تمام چیزهایی که باعث تحریک احساسات میشه ممنوع اعلام میشه. افراد باید روزانه دارویی مصرف بکنند که باعث فروکش کردن احساسات میشه. یک جامعه بدون احساسات. بدون درگیری. افراد د...