214
سوپرایزم بکن. پ.ن : بعضیا فکر می کنن باید یه کاری انجام داد که انتظارشو نداری اما برای من این طور نیست. باید یه کار خاص باشه؛ خلاقانه در عین حال ساده.
215
برای هرکسی یه جایی هست که متعلق به اونجاست. فقط باید پیداش بکنی. تگ : مجیک راش + زندگی
216
یکی از توانایی های خوب اینه که آدم بتونه زمان رو کنترل بکنه. امروز ( در واقع روز گذشته ) وقتی داشتم مطلبی رو ارائه می دادم دیدم که قسمت اول صحبتامو با سرعت داشتم رد می کردم. تو یه لحظه با خودم فکر کردم که باید بیشتر حرف بزنم و کنترل زمانو به دست بگیرم. تو اون لحظه خاص دیدم بیشتر حرفا رو زدم. البته ح...
210
دوست دارم با یه انسان خیلی باهوش یک ارتباط هوشمندانه برقرار بکنم.
211
موقع تایپ کردن زمان بستن عهدهای بزرگ هم هست. عهدهای بزرگی مثل اینکه دیگه نذاریم کارها به دقیقه نود کشیده بشه.
212
همیشه برام جای سوال بوده که یک خواننده، یک شاعر و یا یک هنرمند چه جوری یه اسم واسه اثرش انتخاب می کنه. ربط اسم اثر و خود اثر چیزیه که نامفهومه.
209
احتمالا باید یک کرلیشنی بین گرفتن نوبل و محل تحصیلت وجود داشته باشه. نوبلیست های امسال همشون انگلیسی بودن و قسمتی از تحصیلشون تو کمبریج بوده. البته یکیشون اسکاتلندی هستش ولی نشنالیتیش بریتیش خورده. شاید بشه الگویی تو گرفتن جایزه نوبل پیدا کرد.
206
یه سری از بازی های اندروید جذاب هستند. شاید یکی از دلایل این جذابیتشون مربوط به پیشرفتی هست که می کنی و احساسش می کنی. حس پیشرفت خوبه؛ چه تو دنیای حقیقی و چه تو دنیای مجازی. گرچه یکیش سرابه.
205
تو این لحظه سکوت بر همه جا حکم فرماست. البته صدای پرنده ها کم و بیش هست. این ها با هم ترکیب جالبی ساختن.
203
خب امروز هم مثل روزای دیگه هست نیست.
204
خب باید بگم بدون دردسر گذشت. تعریف از خود نباشه اما ساده بود.
201
خب کاری که باید انجام می دادم هم تمام شد. حالا باید منتظر ماند. این یکی تقریبا مشابه اون چیزی هست که مد نظرم بوده و هست و خواهد بود.
202
دیدی وقتی می خوای هی چیزی سر هم بکنی تموم بشه بره یه نفر دست می زاره که باید فلان قسمت دقیق انجام بشه. الان تو اون وضعیت هستم. به نظر خودم که این چیزی که الان درست شده خوبه.
200
این سلول های خاکستری مغزمون سیگنال هایی می فرستند. اما زمانی که می خوام بنویسمشون منصرف میشن. این جوری اون سیگنال ها رو برمی گردونم.
190
یک تصویری دیدم که با تمام وجود آرزو داشتم که قسمتی از عمرم را در آنجا سپری کنم. البته یه چند تا دیگه هم هست.
191
هر جا که میری عده ای اونجا هستند. اصولا کم میشه با خودت خلوت بکنی. کوه ، هم دوره و هم پر آدم. طبیعت بکری هم دم دستم نیست. سهم من از این کره خاکی و منظره های طبیعیش چیست؟ آن را به من بدهید.
192
از آخرین پست شصت روز می گذره. احتمالا این یه سرآغاز جدیده.
193
یه چند خط : بازماندگان جنگ شهری را به پا می کنند. حکومت وقت به این نتیجه رسیده که سر منشأ جنگ به احساسات آدمی برمی گرده. بنابراین تمام چیزهایی که باعث تحریک احساسات میشه ممنوع اعلام میشه. افراد باید روزانه دارویی مصرف بکنند که باعث فروکش کردن احساسات میشه. یک جامعه بدون احساسات. بدون درگیری. افراد د...