271
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/10 | ساعت: 1:46
به ذهنم رسید کسی که اینجا رو می خونه چه تصویری از من تو ذهنش شکل می گیره ؟ مطمئن هستم که اگه آشنایی با من نداشته باشه به تصویر درستی دست پیدا نمی کنه.دسته بندی : دست نوشته
273
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/10 | ساعت: 1:46
جالب نیست که آدم یه فیلم یا یه کتابی برای کسی که نخونده تعریف بکنه و جذابیتشو از بین ببره. اما چرا یک دگردیسی در " گره گوار " به وجود آمد ؟ نمی شد روندشو معکوس کرد ؟ مسئله دیگه ای که وجود داشت این بود که خانواده اش در برابر مسائل مربوط به او چه قدر راحت کنار می آمدند. و چراهای دیگه ... .دسته بندی : ...
274
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/10 | ساعت: 1:46
می خوان برای فود کورت* یه اسم انتخاب بکنن. البته این اسم باید فارسی باشه. داشتم فکر می کردم چی می تونه یه اسم ایده آل باشه ؟ _____________________ Food Court *دسته بندی : دست نوشته
275
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/10 | ساعت: 1:46
برخی اوقات ذهن جلوتر پیش میره و شروع به تصویرسازی می کنه. تصویرهایی که امکان داره با واقعیت موجود همخوانی نداشته باشه. تصویرهایی از یک فرد. گاهی اوقات تصویرهایی ایده آل. در صورتی که چنین تصویری ساخته شد آیا میشه به این فرد نزدیک شد؟دسته بندی : دست نوشته
276
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/10 | ساعت: 1:46
می تونه با کلمات به خوبی بازی بکنه و متناسب با شرایطی که در اون قرار داره با چینش مناسب لغات حرف هایی بزنه که به نظر قانع کننده میاد. این طوری می تونه کنترل جمع رو تو دستش بگیره. اما یه چیزی در موردش هست که به نظرم در یک بازه زمانی به چشم میاد. گاهی اوقات اظهار نظرهایی که می کنه با حرف هایی که قبلا ...
277
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/10 | ساعت: 1:46
تا مگر جرعه فشاند لب جانان بر من سالها شد که منم بر در میخانه مقیم
278
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/10 | ساعت: 1:46
1 - امروز نمی دانم مردم چرا در یک افق پست و سطحی که آن را عقلائی نامیده اند زندگانی می کنند و یک وقتی ملتفت خواهند شد که دیوانگی تنها چیزی است که از آن تاسف نخواهند خورد ولی دیگر دیر شده. 2 - خاصیت اصلی احساس این است که شخص را از راه صواب منحرف می کند و لیاقت علوم این است که از احساس مبراست. یک نوع ...
279
◷
تاریخ انتشار: 1396/7/10 | ساعت: 1:46
یه مرد دستفروشی تو مترو بود که عینک می فروخت. عینک های طبی. مردی که کنارم بود می خواست یکی از اون عینک ها رو بخره. مرد دستفروش گفت : بیا این شماره 1.25 هستش، امتحان کن. بعد یه تیکه روزنامه بهش داد تا اونو بخونه. بعد یکی دیگه داد و گفت این 1.5 هستش و بعد که آن مرد تست کرد یکی داد و گفت این هم شماره 2...
265
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/12 | ساعت: 21:18
می خواستیم یه سفر بریم که نشد. نمی دونم چرا بعضیا فکر کردن با این رخداد ممکنه من تمرکزم از بین بره یا هرچیز دیگه. همچنان میریم جلو. دسته بندی : دست نوشته
255
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/9 | ساعت: 2:02
.CopyRight © 2011 - 2012 iistgah Group , All Rights Reservedتمامی حقوق متن ها، تصاویر مربوط به این سایت می باشد و استفاده از آن ها با لینک دادن به سایت مجاز می باشد.
256
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/9 | ساعت: 2:02
وقتی تی ای میشیم باید یه فرم را امضا بکنیم. نمی دونم به چه دلیل فکر می کردم که نیاز نیست من امضا بکنم. دیروز که پرسیدم، گفتن که باید امضا می کردم. رفتم پیش مسئولش، تا منو دید می خنده و میگه آقای فلانی می خواستی دیگه نیای. خب تنها کاری که انجام دادم این بود که لبخند زدم. بهش گفتم که یه حسی بهم می گف
257
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/9 | ساعت: 2:02
نمی دونم این طبقه بندی انسان ها بر حسب درونگرایی و برون گرایی تا چه حد علمی هستش و این که آیا مفهومیه که از جامعه علمی بیرون اومده یا نه؟! ولی با فرض این که علمی هستن برام جالبه که بدونم یه دختر درونگرا چه جوریه؟! دسته بندی : دست نوشته
258
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/9 | ساعت: 2:02
جمعه شب یه جا دعوت بودیم. نمی دونستم که چه جوری باید به آدرس مقصد رفت. زنگ زدیم و از یکی از آشناها پرسیدیم که چه طور باید بریم. طبق آدرسی که دادن رفتیم و به جز یه تیکه که مسیر رد کردیم و نیاز شد دور بزنیم، خوشبختانه بدون مشکل رسیدیم به مقصد. اما در طرف دیگه، اونایی که به ما آدرس دادن خودشون مسیر گم ...
259
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/9 | ساعت: 2:02
مدتی پیش طی یه سری مکاتبه بینمون، اونا این پیشنهاد دادن که یه ارائه از کارمون داشته باشیم، اون زمان ما قبول کردیم. فکر می کردم با گذر زمان این موضوع فراموش می کنن و همه چیز تموم میشه ولی ظاهرا فراموش نکردن. دسته بندی : دست نوشته
260
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/9 | ساعت: 2:02
وقتی که منصرف میشی و می خوای کارتو تموم بکنی، اون وقته که می فهمی چی کار باید انجام بدی و دست به قلم میشی.
261
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/9 | ساعت: 2:02
یه لباس سفید دادم خشکشویی یه چیزی تحویل گرفتم که به صورتی کم رنگ می خوره.
262
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/9 | ساعت: 2:02
اون لباسه که راجع بهش حرف زدم. باز داده بودم به خود خشکشوییه که خرابکاریشو درست بکنه. امشب که رفتم تحویل بگیرم حس کردم جنس لباس یه جوری شده. نکته جالبی هم که وجود داره اینه که، فکر کنم لباس من با لباس یه خانم با هم شسته شده و در فرآیند شست و شو قسمتی از نگین های لباسش کنده شده و تو لباس من رفته. الب...
263
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/9 | ساعت: 2:02
هر فردی می تونه به هر برهه زمانی از زندگیش یک برچسب بزنه. مثلا بگه دوران کودکی دوران سر به هوایی من یا هر چیز دیگه ای بوده. تو این برهه از زندگی چه برچسبی باید زد ؟! شاید بین این برچسب ها بین افراد مختلف شباهت هایی وجود داشته باشه. شاید هم برچسب دوره جوانی یک فرد با برچسب دوره میانسالی فرد دیگه یکی ...
264
◷
تاریخ انتشار: 1396/3/9 | ساعت: 2:02
فکر می کنم آن روزگاری که انسان ها آزادانه می تونستن در کل کره زمین سیر بکنند خیلی جالب بوده.
213
◷
تاریخ انتشار: 1395/8/10 | ساعت: 21:21
از یه جایی به بعد یه سستی در من پدیدار شد. امیدوارم زود بذارمش کنار. و به رسم عادت سه نقطه .... .